پایگاه اختصاصی اشیاء ناشناخته پرنده ؛ یوفوها

هرچه در این جا می بینید و میخوانید برگی است از دفتر واقعیت

پایگاه اختصاصی اشیاء ناشناخته پرنده ؛ یوفوها

هرچه در این جا می بینید و میخوانید برگی است از دفتر واقعیت

ویکتور شاوبرگر( جادوگر اب)


victor schauberger


ویکتور شاو برگر (ریپالسین سری الف و سری ب )



او یک جنگلبان اتریشی بود که با مشاهده و بررسی پدیده های طبیعی خصوصا اب به ایده های جالب توجهی دست یافت . او در سال 1934 درخواست ملاقات با شخص هیتلر را داشت که با این درخواست موافقت شد و در این دیدار او توانست ایده های نوی خود را در زمینه مکانیک ( مکانیک سیالات ) بیان کند نکته جالب اینجاست که او اصول بنیادی خویش را در زمینه کشاورزی – جنگلداری – و مهندسی هیدرولیک یا به تعبیری اب برای هیتلر شرح داد طوری که هیتلر مجذوب طرحش شد و توانست از ایده های او اب ها را مهار کند و کشور را توسعه دهد از نظر صنعتی . هیتلر تا جایی پیش رفت که احساس کرد شاوبرگر دیگر مفید نیست از این رو او را از دایره فعالیت ها کنار گذاشت . شاوبرگر از این پس به یک مهره سوخته بدل شده و برای چند سال اوضاع به همین منوال گذشت وتا انجا بود که حتی خود شاوبرگر به عنوان یک اتریشی احساس کرد که به کشوری بنام المان سنجاق شده و در اصل او یک خارجی است اما در سال 1939 بدنبال شعله ور شدن جنگ جهانی دوم اس اس به تکاپو افتاد تا شاوبرگر را دوباره به خدمت بگیرد به این دلیل که طرح های او در زمینه های نظامی خصوصا ساخت زیر سطحی ها یا همان زیردریایی ها کاربرد فوقالعادهای داشتند.






البته باید متذکر شوم که شاوبرگر در طول سال های اولیه خدمتش در اس اس روی یک مدل توربین هوا( در سال 1935 شاوبرگر توربینی را برای شرکت زیمنس ساخت با نام " گرم – سرد " که طی یک مرحله ازمایش نابود شد ) برای پس راندن مایعات ویا گازها که در صنایع هواپیماسازی و زیرسطحی سازی کار میکرد که او را از ادامه کار بازداشتند اما او در بازگشت دوباره خود طرح هایش را از پی گرفت و در سال 1940 " ریپالسین سری الف " را طرح ریزی کرد که در " وی ینا " و با مشارکت شرکت " کرتل " ساخته شد . در همین اثنا حوادثی پیش امد که سبب شد تا شاوبرگر را به تیمارستان ی در" مانر – اوهلینگ " منتقل کنند و پس از این ماجرا شاوبرگر را به مشارکت در طرح سیستم های خنک کننده مارپیچ ابی مسراشمیت و کار مهندسی هیدرولیک روی موتور هواپیما های سری هنکل گماشتند.




شاوبرگر ریپالسین سری الف را در ازمایشگاه به اتمام رساند این دیسک 2.4 متر قطر داشت ودارای یک موتور الکتریکی کوچک با دور بالا بود که در ازماشات به عمل امده روی ان نتوانست نظر مسئولان اس اس را جلب کند تا انجا که این عدم توفیق زندگی خانوادگی شاوبرگر را نیز به مخاطره انداخت .



طرحی از هواپیمای هنکل


در سال 1943 مدل جدید ساخته شد با نام " ریپالسین سری ب " که البته این نمونه سیستم رانش توسط متخصصین اس اس برای یک بیو زیرسطحی در نظر گرفته شده بود که خود شاوبرگر نام " ماهی غزل الا" را برای ان انتخاب کرده بود به این دلیل که دهان این زیرسطحی مانند دهان ماهی غزل الا باز بوده .

در سری ب وقتی موتور الکتریکی به کار می افتاد در طی چرخش اثر کوندا را موجب میشد و این اثر خود یک اختلاف فشار ائرودینامیکی بین سطح خارجی و سطح داخلی بدنه زیر سطحی ایجاد میکرد که سبب رانش ان به سمت جلو میشد . در سال 1944 کار روی ریپالسین سری ب ادامه داشت و این مدل را ارتقا دادند که البته این کار بیشتر توسط دکتر مایته و سایرین بود و ازاین مدل برای پرواز بهره گرفتند یا به عبارت بهتر چون نیروی حاصل از پس زنی توربین این نمونه ها فوقالعاده زیاد بود تیم تحقیقاتی از ان برای به پرواز در اوردن دیسک های پرنده که به موازات اجرای این طرح در حال اجرا بودند بهره گرفتند ( در این سال بود که مایته با طرح ریپالسین سری ب شاوبرگر و توربین فوقالعاده ان اشنا شد) . توربین چرخشی در ریپالسین سری ب برای افزایش اثر پس زنی سیال بهینه شد در این مدل جدید سطح تحتانی میچرخید و سطح فوقانی ثابت بود. در همین سال شاوبرگر به لئونشتین در اتریش رفت . این کاملا واضح است که اس اس دوباره شاوبرگر را طرد کرده و زمانی به این اشتباه پی میبرد که کار رودولف اشریور روی دیسک فلاگ کریزل را با موفقیت تمام کرده بود و رهبری تیم را هم دکتر مایته بر عهده داشت.




طرحی که دکتر مایته ارائه داد


مایته در همین سال اخرین طرح هایش را براساس توربین شاوبرگر با نام " ریپالسین کرافت " در براسل ساخت. پس از جنگ جهانی دوم تیم " آورو " کانادا که پیش از این دکتر ریچارد مایته را به خدمت گرفته بود به شاوبرگر نیز دعوتنامه همکاری روی برنامه ساخت اورو را تقدیم کرد اما شاوبرگر نپذیرفت چرا که قصد داشت تا از دانشش در راه صلح بهره گیرد و کسیاز دستاورد های او را برای نائل شدن به مقاصد خویش استفاده نکند. در سال 1950 شاوبرگر به امریکا رفت و در انجا مجبورش کردند تا با گروه طراحی دیسک های نظامی کار کند . فشار ها روی شاوبرگر لحظه به لحظه بیشتر و بیشتر میشد چون در جریان اشغال برلین توسط متفقین روس ها اولین گروهی بودند که خود را به برلین رساندند از این رو توانستند تمامی دیسک ها بر پایه توربین شاوبرگر را به روسیه منتقل کنند و امریکایی ها چیزی نصیبشان نشد و به این دلیل فشار ها را بر شاوبرگر اظافه میکردند تا از روس ها عقب نمانند. شاوبرگر نتوانست طاقت بیاورد و به اتریش بازگشت و 5 ماه بعد درگذشت و این بود پایان غم انگیز زندگی مردی که او را جادوگر اب میدانند .